ماه سی و هفتم آترین به روایت تصویر. . .
آترین خانم خوش تیپ و گوجه خور آترین و میسی عزیز ( به زبون آترین لوسی ) خیلی خیلی زود و شدید با گوزن ها و بزها دوست و خودمونی شدی عزیزم جشن بادبادک ها ساختن این بادبادک پروسه ای بود برای من و بابایی..... بعد از ظهر با بابا بهنام رفتی پارک و با چشم گریون و ابروهای خونی برگشتی بابا بهنام به اصرار شما برده اتون که با وسایل ورزشی های بزرگسالان بازی کنی و ..... دکتر هم رفتیم گفتن سطحیه و بخیه نمیخواد اما هنوز که جاش نرفته ...











